R a u l

متن مرتبط با «نوشته ای زیبا برای مادر» در سایت R a u l نوشته شده است

حسین پناهی را در کنار فلسفه و با فلسفه ایرانی

  • نیلوبلاگ

    فلسفه زیر شعر بورس از کتاب نمی دانم ها صفحه 116برای شما کهxa0 فلسفه حسین پناهیxa0 را دوست دارید : xa0 بر اعتراف حقایقxa0 ذهن و دل من ، دو قرص دیگر امشب به قرص هایم اضافه خواهد شد ! پشت به آسمان دراز می کشم می اندیشم.... ناشران کتب مقدس ، به خدا فرصت تجدید نظر در چاپ های جدید را نمی دهند و این کفر کهنه در بازار بورس چون سیگاری نیمه &...

    ادامه مطلب
  • نوشته ای زیبا از عرفان نظر آهاری

  • نیلوبلاگ

    جهنم تاریک بود. جهنم سیاه بود . جهنم نور نداشت. شیطان هر روز صبح از جهنم بیرون می آمد و مشت مشت با خودش تاریکی می آورد. تاریکی را روی آدم ها می پاشید و خوشحال بود، اما بیش از هر چیز خورشید آزارش می داد. خورشید ، تاریکی را می شست . می برد و شیطان برای آوردن تاریکی هی راه بین جهنم و روز را می رفت و برمی گشت. و این خسته اش کرده بود. شیطان روز را نفرین می کرد. روز را ...

    ادامه مطلب
  • کودک آفریقایی(کوتاه اما زیبا،ازدست ندینش...)

  • نیلوبلاگ

    /**/ (این شعر توسط یک بچه آفریقایی نوشته شده و استدلال شگفت انگیزی داره : وقتی ...

    ادامه مطلب
  • خسرو شکیبایی

  • نیلوبلاگ

    مهربانی را بیاموزیم فرصت آئینه ها در پشت در مانده است روشنی را می شود در خانه مهمان کرد می شود در عصر آهن آشناتر شد سایبان از بید مجنون ، روشنی از عشق می شود جشنی فراهم کرد ...ادامه مطلب ...

    ادامه مطلب
  • نوشته ای زیبا از عرفان نظر آهاری

  • نیلوبلاگ

    جهنم تاریک بود. جهنم سیاه بود . جهنم نور نداشت. شیطان هر روز صبح از جهنم بیرون می آمد و مشت مشت با خودش تاریکی می آورد. تاریکی را روی آدم ها می پاشید و خوشحال بود، اما بیش از هر چیز خورشید آزارش می داد. خورشید ، تاریکی را می شست . می برد و شیطان برای آوردن تاریکی هی راه بین جهنم و روز را می رفت و برمی گشت. و این خسته اش کرده بود. شیطان روز را نفرین می کرد. روز را که راه را از چاه نشان می داد و دیو را از آدم. شیطان با خودش می گفت: کاش تاریکی آنقدر بزرگ بود که می شد روز را و ...

    ادامه مطلب
  • آهـــــــــــــــای زندگی . . .